فرتاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرتاج . [ ف ِ ] (اِخ ) موضعی به بلاد طی .(منتهی الارب ). ازهری گوید: موضعی است در بلاد طی و جز او گوید: آبی است بنی اسد را. (از معجم البلدان ).
فرتاج . [ ف ِ ] (ع اِ) نشانی است مر شتران را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).