فرتنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرتنی . [ ف َ ت َ نا ] (ع اِ) بچه ٔ کفتار. (منتهی الارب ). ◄ زن زناکار. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ داه . (منتهی الارب ). کنیزک خنیاگر. (از اقرب الموارد).
فرتنی . [ ف َ ت َ نا ] (اِخ ) کوشکی در مروالرود. (از معجم البلدان ). قصری در مروالرود. (از اقرب الموارد).