فرتوت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ) (ص.) = فرتود: پیر، سالخورده و از کار افتاده.مترادفها و واژههای مرتبطازکارافتاده، بیحال، پیر، سالخورده، فرسوده، کهنسال، مسن، معمر ≠ برناواژه قبلی: فرت فرتواژه بعدی: فرتوک