فرجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فُ رْ جِ) [ ع. فرجة ] (اِ.)<BR>۱- رخنه، شکاف ؛ ج. فُرُج.<BR>۲- مهلت.<BR>۳- فاصلة زاویة میان دو صفحه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فُ رْ جِ) [ ع. فرجه ] (اِ.) ۱- رخنه، شکاف ؛ ج. فُرُج. ۲- مهلت. ۳- فاصله زاویه میان دو صفحه.
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
فرجه . [ ف َ رَ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومه ٔ شهرستان سنندج، واقع در سه هزارگزی خاور سنندج و کنار شوسه ٔ سنندج به همدان . ناحیه ای است کوهستانی، سردسیر و دارای ٢٠ تن سکنه است . از چشمه مشروب میشود. محصول آنجا غلات است . راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
مترادف و متضاد واژهدان
امان، ضربالاجل، فاصله، فرصت، مهلت درز، رخنه، شکاف