فرح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ رَ) [ ع. ] (مص ل.) شاد شدن، شادمان گردیدن، مسرور گشتن.مترادفها و واژههای مرتبطابتهاج، انبساط، بهجت، سرور، شادی، شادمانی، مسرت، نشاط ≠ غمواژه قبلی: فرجیواژه بعدی: فرح بخش