فرخاردیس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص مر.)<BR>۱- مانند بتخانه.<BR>۲- مانند بتکده زیبا و آراسته.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص مر.) ۱- مانند بتخانه. ۲- مانند بتکده زیبا و آراسته.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرخاردیس . [ ف َ ] (ص مرکب ) چون فرخار.(یادداشت به خط مؤلف ). مانا به شهر فرخار. (ناظم الاطباء). همچون فرخار در زیبایی و آرایش : یکی خانه کرده ست فرخاردیس که بفروزد از دیدن او روان . فرخی . در آن آرزوگاه فرخاردیس نکرد آرزو با معامل مکیس . نظامی .