فرخسته/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ خَ تِ) (ص مف.) خسته، کشته و بر زمین کشیده شده.واژه قبلی: فرخزادواژه بعدی: فرخش