فرخی سیستانی | دیوان اشعار | ابیات پراکنده | شماره ۳۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
تا خوید نباشد به رنگ لاله تا خار نباشد به بوی خیرو برفضل او گوا گذراند دل گرچه گوا نخواهند از خستو اندر میزد با خرد و دانش اندر نبرد با هنر و بازو از راستی چنانکه ره او را گویی زده ست مسطره و سازو ای زایران زبر تو آکنده هم کیسههای لاغر و هم کندو دست و زبان بدو نرسد کس را آری به ماه بر نرسد لا تو