فرخیز کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرخیز کردن . [ ف َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بر مدار آب افزودن برای امری عام المنفعه یا تعمیر جو و قنات و آن افزودن چند هنگام است بر مدار. (یادداشت به خط مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرخیز کردن . [ ف َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بر مدار آب افزودن برای امری عام المنفعه یا تعمیر جو و قنات و آن افزودن چند هنگام است بر مدار. (یادداشت به خط مؤلف ).