فردوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فردوس . [ ف ِ دَ / دُو ] (اِخ ) ده کوچکی از بخش شهریار شهرستان تهران، واقع در ٥هزارگزی جنوب علیشاه عوض . ناحیه ای است جلگه ای و دارای ٧٥٧ تن سکنه . از قنات و رودخانه ٔ کرج مشروب میشود. محصولاتش غلات، صیفی کاری، چغندر قند، انگور و میوه زیاد است . اهالی به کشاورزی گذران میکنند. یک باب دبستان دارد. از طریق علیشاه عوض ماشین رو است . مزرعه ٔ محمودآبادجزء این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
فردوس . [ ف ِ دَ / دُو ] (اِخ ) باغی است در پایین یمامه . (معجم البلدان ). مرغزاری است قریب به یمامه مر بنی یربوع را. (منتهی الارب ).
فردوس . [ ف ِ دَ / دُو ] (اِخ ) نام یکی از قلاع ملاحده که به دست هلاکو خراب شد. (از تاریخ گزیده ٔ حمداﷲ مستوفی چ لیدن ص ٥٢٧). قلعه ای است از اعمال قزوین . (معجم البلدان ). قلعه ای است به طارم سفلی و توابع آن بیست پاره دیه است . (از نزهةالقلوب حمداﷲ مستوفی ص ٦٥).