فردی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فردی . [ ف َ ] (حامص )انفراد. تنهایی . بی انبازی . یگانه بودن : اگر با بخت نرماده قرینند این خدادوران تو چون دوران به فردی ساز کآخر فرد دورانی . خاقانی . ◄ (ص نسبی ) منسوب به فرد. انفرادی . رجوع به فرد شود.
فردی . [ ف َ ] (اِ) طومار. ◄ فهرست . (ناظم الاطباء).
فردی . [ ف َ دا ] (ع ق ) یکان یکان : جأوا فردی ؛ آمدند یکان یکان . (منتهی الارب ). واحداً بعد واحد. (از اقرب الموارد).
واژگان فارسی سره واژهدان
یکایی، کسی، تکینه