فرزندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرزندی . [ ف َ زَ ] (حامص ) فرزند بودن . بنوت : بدو راهبر گفت کای پادشاه دلت شد به فرزندی او گواه . فردوسی . - فرزندی کردن ؛ انجام وظیفه ٔ فرزند در حق والدین : فرزند کسی نمیکند فرزندی گر طوق طلا به گردنش بربندی . ؟
فرهنگ طیفی واژهدان
دختری، پسری، خویشاوند