فرزو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرزو. [ ] (اِ) نباتی است که بیخ آن سد است . (فهرست مخزن الادویه ).
فرزو. [ ف َ ] (اِ) به معنی فرزبود است که حکمت باشد و آن دانستن افضل معلومات بود به افضل علم .(آنندراج ) (برهان ). برساخته ٔ دساتیر است . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). رجوع به فرهنگ دساتیر ص ٢٥٧ شود.