فرز
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(فِ رْ) (ص.) (عا.) چابک، چالاک.
(~.) (اِ.) سبزی ای که در غایت تری و طراوت باشد. فرزد، فریز، فریس، فرزه، پریز، فریژ و فریج نیز گفته میشود.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(فِ رْ) (ص.) (عا.) چابک، چالاک.
(~.) (اِ.) سبزی ای که در غایت تری و طراوت باشد. فرزد، فریز، فریس، فرزه، پریز، فریژ و فریج نیز گفته میشود.