فرس راندن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ رَ. دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) ۱- اسب راندن. ۲- کنایه از: جستجو کردن، تفحص کردن.واژه قبلی: فرسواژه بعدی: فرس ماژور