فرسا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرسا. [ ف َ ] (نف مرخم ) مخفف فرساینده . (یادداشت به خطمؤلف ). این لغت در ترکیب به صورت مزید مؤخر آید. ترکیب ها: - آبله فرسا . آسمان فرسا. بحرفرسا. تن فرسا. توان فرسا. روان فرسا. طاقت فرسا. فلک فرسا. قلم فرسا. گنه فرسا. رجوع به هر یک از این مدخل ها شود.
فرسا. [ ] (اِ) دار فلفل است . (فهرست مخزن الادویه ). دار پلپل . رجوع به دار پلپل و دار فلفل شود.