فرستنده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فِ رِ تَ دِ یا دَ) (ص فا.)<BR>۱- آن که چیزی را به جایی میفرستد، گسیل دارنده.<BR>۲- دستگاهی که به کمک امواج الکترومغناطیس، صوت یا تصویر قابل دریافت منتشر میکند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فِ رِ تَ دِ یا دَ) (ص فا.) ۱- آن که چیزی را به جایی میفرستد، گسیل دارنده. ۲- دستگاهی که به کمک امواج الکترومغناطیس، صوت یا تصویر قابل دریافت منتشر میکند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرستنده .[ ف ِ رِ ت َ دَ / دِ ] (نف ) آنکه میفرستد. (یادداشت به خط مؤلف ). باعث . (مهذب الاسماء). مرسل . که کسی یاچیزی را به جایی فرستد. مقابل فرستاده : که ایدر فرستنده ٔ تو که بود که را خواستی زین دلیران بسود. فردوسی . به زنهار گفتش که کام توچیست فرستنده ٔ تو بدین جای کیست . نظامی . جوابی که آن کان فرهنگ سفت فرستاده شد با فرستنده گفت . نظامی . رجوع به فرستاده شود.