فرسودن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ دَ) ۱- (مص ل.) ساییده شدن. ۲- کهنه و پوسیده شدن. ۳- (مص م.) ساییدن. ۴- کهنه و پوسیده کردن.مترادفها و واژههای مرتبطخستن، خسته کردنپوسیدن، پوساندنساییدن، مالیدنواژه قبلی: فرسنگواژه بعدی: فرسوده