فرش انداز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرش انداز. [ ف َ اَ ] (نف مرکب ) فرش افگن . فراش . ◄ (اِ مرکب ) مساحت مضروب جایی . سطحی که فرش در آن گسترده شود. (یادداشت به خط مؤلف ) : ... و طول فرش انداز ایوان چهل وهشت ذرع . (از سفرنامه ٔ ناصرالدین شاه ). رجوع به فرش شود.