فرض
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(فَ رْ) [ ع. ] ۱- (مص م.) واجب گردانیدن. ۲- پنداشتن. ۳- (اِ.) آن چه که خداوند بر انسان واجب کرده. ۴- گمان، پندار.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(فَ رْ) [ ع. ] ۱- (مص م.) واجب گردانیدن. ۲- پنداشتن. ۳- (اِ.) آن چه که خداوند بر انسان واجب کرده. ۴- گمان، پندار.