فرطس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرطس . [ ] (یونانی، اِ) مار شاخدار. (فهرست مخزن الادویه ) (حکیم مؤمن ).
فرطس . [ ف َ طَ ] (اِخ ) دهی است به بغداد، از آن ده است احمدبن ابوالفضل المقری . (منتهی الارب ). از قرای سواد بغداد است . (معجم البلدان ).