فرغیش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ رْ) (ص.) ۱- کهنه، فرسوده. ۲- جامه کهنه، پوستین کهنه.واژه قبلی: فرغولواژه بعدی: فرفتن