فرمان بر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. بَ) (ص فا.) ۱- فرمانبردار، مطیع. ۲- خادم، خدمتکار.مترادفها و واژههای مرتبطخادم، خدمتکار، گماشته، مستخدم، نوکرتابع، فرمانبردار، مطیع ≠ فرماندهواژه قبلی: فرمانواژه بعدی: فرمان بردن