واژه جو

فرموهد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فرموهد. [ ف َ هََ ] (اِخ ) مصحف فریومد است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). نام قریه ای است از قرای طوس مشهور به فارمد. گویند زردشت دو درخت سرو به طالع سعد کاشته بود، یکی در کاشمر و دیگری در همین قریه . (برهان ). رجوع به فارمد، فرمد، فرموند و فریومد شود.

معنی فرموهد | واژه جو