فرنق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرنق . [ ف ُ ن ُ ] (ع ص ) ردی ّ. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد از قاموس ). ◄ هیچکاره . (منتهی الارب ).
فرنق . [ ] (اِخ ) دهی است جزو دهستان رستاق بخش خمین شهرستان محلات، واقع در پانزده هزارگزی جنوب باختری خمین . جایی است کوهستانی، معتدل ودارای ٢٢٢١ تن سکنه . از قنات و رودخانه مشروب میشود. محصول عمده اش غلات، بنشن، چغندر قند، پنبه، انگور، بادام و شغل اهالی کشاورزی و قالیچه بافی است . راه فرعی به خمین دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).