فرنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فِ رْ) (اِ.) نوعی خوراک رقیق که از شیر، آرد برنج، شکر و گلاب درست کنند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فِ رْ) (اِ.) نوعی خوراک رقیق که از شیر، آرد برنج، شکر و گلاب درست کنند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرنی . [ ف ِ ] (اِ) قسمی از حریره که با آرد برنج و شیر و شکر سازند. (ناظم الاطباء). - فرنی پز . رجوع به مدخل فرنی پز شود.
فرنی . [ ف ُ نی ی ] (ع ص نسبی، اِ) نان زفتی که پس از برشته کردن بدان روغن و شیر و شکر ریزند. منسوب به فرن که تنور بزرگی است . (یادداشت بخط مؤلف ). نان که کرانه هایش در میان فراهم آورند و بریان کرده به روغن و شیر و شکر تر سازند. ◄ نان گرده ٔ سطبر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ نان در فرین پخته . ◄ (ص ) مرد درشت اندام . (منتهی الارب ). رجل غلیظ. (اقرب الموارد). ◄ سگ سطبر فربه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
فرنی . [ ف ُ ] (ص نسبی ) نسبت است به فرنه که اسم جد خاندانی است . (از سمعانی ).
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه