فره مند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ رَّ. مَ) (ص مر.) دارای فر، شکوهمند.(فَ هَ مَ) (حراض.) نزدیک، قریب.مترادفها و واژههای مرتبطبخرد، خردمند، عاقل، هوشمندپرشوکت، شکوهمند، شوکتمندواژه قبلی: فرهواژه بعدی: فره کشیدن