فرهاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرهاد. [ ف َ ] (اِخ ) نام یکی از نجبای ایران . (ولف ) : دگر مهر برزین خراد را سوم مهر برزین فرهاد را. فردوسی .
فرهاد. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور، واقع در ١٢هزارگزی جنوب نیشابور. جلگه ای است معتدل و دارای ١٣٢ تن سکنه . از قنات مشروب می شود. محصول عمده اش غله و شغل مردم آن زراعت و مالداری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
فرهاد. [ ف َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش زرند شهرستان ساوه . جدیدالاحداث و دارای ٦ تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه