فرهادآباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرهادآباد. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان لک بخش قروه ٔ شهرستان سنندج، واقع در ٣٧هزارگزی شمال باختری قروه، کنار رودخانه ٔ بای تمر و راه عمومی مالرو قروه به بیجار. ناحیه ای است واقع در دشت، سردسیر و دارای ٥٠ تن سکنه . از چشمه و رودخانه ٔ بای تمر مشروب می شود. محصولاتش غلات و لبنیات است . اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. و صنایع دستی زنان آنجا قالیچه، جاجیم و گلیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
فرهادآباد. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سارال بخش دیواندره ٔ شهرستان سنندج، واقع در ٥٤هزارگزی جنوب باختری دیواندره و ٢١هزارگزی جنوب باختری گاوآهن تو. ناحیه ای است کوهستانی، سردسیر و دارای ٥٠ تن سکنه . از چشمه مشروب می شود. محصولاتش غلات و لبنیات است . اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
فرهادآباد. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از بخش صالح آباد شهرستان ایلام . ناحیه ای است کوهستانی، سردسیر و دارای ٣٥٣ تن سکنه . آب آن از چشمه ها مشروب می شود. محصولاتش غلات، ذرت و لبنیات است . اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند و از طایفه ٔ ملکشاهی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).