فرو نشستن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~. نِ شَ تَ) (مص ل.) ۱- پایین نشستن. ۲- ته نشین شدن. ۳- از شدت چیزی کم شدن. ۴- خاموش شدن. ۵- آرام شدن، تسکین یافتن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~. نِ شَ تَ) (مص ل.) ۱- پایین نشستن. ۲- ته نشین شدن. ۳- از شدت چیزی کم شدن. ۴- خاموش شدن. ۵- آرام شدن، تسکین یافتن.