فرو نوشتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. نِ وِ تَ) (مص م.) طی کردن، درنوردیدن.واژه قبلی: فرو نهادنواژه بعدی: فرو نگریدن