فروده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فُ دِ یا دَ)<BR>۱- (ص.) بریان کرده، برشته گردیده.<BR>۲- (اِ.) چوبی که در پس درِ خانه اندازند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فُ دِ یا دَ) ۱- (ص.) بریان کرده، برشته گردیده. ۲- (اِ.) چوبی که در پس درِ خانه اندازند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فروده . [ ف ُ دَ / دِ ] (اِ) خست و دنائت و خسیس و دنی بودن . ◄ (ص ) بریان کرده و برشته گردیده . فرود. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). رجوع به فرود شود.
فروده .[ ف َرْ وَ دَ / دِ ] (اِ) چوبی که در پس در خانه اندازند. فروره . (برهان ). فرود. رجوع به فَروَد شود.