فروزیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فروزیدن . [ ف ُ دَ ] (مص ) افروختن . فروختن . روشن کردن . (یادداشت بخط مؤلف ). فروختن . (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فروزیدن . [ ف ُ دَ ] (مص ) افروختن . فروختن . روشن کردن . (یادداشت بخط مؤلف ). فروختن . (ناظم الاطباء).