فروش رفتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
فروخته شدن، بهبازار آمدن، دست بهدست شدن، بازار شلی داشتن، تقاضا برایش فراوان بودن، رونق داشتن، رواج داشتن، بازار پیدا کردن، بازار داشتن فروش نرفتن، بازارچیزی کساد بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
فروخته شدن، بهبازار آمدن، دست بهدست شدن، بازار شلی داشتن، تقاضا برایش فراوان بودن، رونق داشتن، رواج داشتن، بازار پیدا کردن، بازار داشتن فروش نرفتن، بازارچیزی کساد بودن