فروغ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فُ) (اِ.) روشنی، پرتو.مترادفها و واژههای مرتبطپرتو، تاب، تابش، تابندگی، درخشش، درخشندگی، روشنایی، روشنی، روشنایی، شعشعه، ضیا، لمعان، نور، وراغواژه قبلی: فروعواژه بعدی: فروغمند