فروماندن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. دَ) (مص ل.) ۱- بیچاره شدن، ناتوان شدن. ۲- درنگ کردن. ۳- معزول شدن.واژه قبلی: فرومالیدنواژه بعدی: فروماندگی