فرومولیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فُ دَ) (مص ل.) ۱- به پایین خزیدن. ۲- درنگ کردن، تأخیر کردن.واژه قبلی: فرومایگیواژه بعدی: فروند