واژه جو

فرونتو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فرونتو. [ فْرُ /ف ُ رُ ت ُ ] (اِخ ) نویسنده ٔ رومی که پس از سال ١٧٥ م . درگذشت . نامه هایی که درسده ٔ نوزدهم میلادی از وی به دست آمده است حاوی نکات مهمی درباره ٔ رم قدیم و بخصوص روابط رم با پارتهاست . رجوع به ایران باستان تألیف پیرنیا ص ٢١٨٠ شود.

معنی فرونتو | واژه جو