فرونگر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. نِ گَ) (ص فا.) ۱- کسی که به پایین نگاه کند. ۲- تنگ چشم، دون همت.واژه قبلی: فروندهواژه بعدی: فروهر