فروگذار کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. گُ. کَ دَ) (مص ل.) کوتاهی کردن، مضایقه کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. گُ. کَ دَ) (مص ل.) کوتاهی کردن، مضایقه کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فروگذار کردن . [ ف ُ گ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کوتاهی کردن . تساهل .خودداری از انجام کاری . مقابل برگزار کردن . (از یادداشتهای مؤلف ). رجوع به فروگذار و فروگذاردن شود.