فرگن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرگن . [ ف َ گ َ ] (اِ) جوی . فرغن . (اسدی ). جو. فرکن . (یادداشت به خط مؤلف ) : دو فرگن است روان از دو دیده بر دو رخم رخم ز رفتن فرگن به جملگی فرکند. خسروانی . رجوع به فرکند، فرغن، فراکن و فرکن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرگن . [ ف َ گ َ ] (اِ) جوی . فرغن . (اسدی ). جو. فرکن . (یادداشت به خط مؤلف ) : دو فرگن است روان از دو دیده بر دو رخم رخم ز رفتن فرگن به جملگی فرکند. خسروانی . رجوع به فرکند، فرغن، فراکن و فرکن شود.