فریب دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فریب دادن . [ ف ِ / ف َ دَ ] (مص مرکب ) فریفتن . گول زدن . مقابل فریب خوردن : نیز فریبم ندهد طمع و جمع نیز حجابم نشود بود و باد. خاقانی . بصبح وشام که گلگونه ای و غالیه ای است مرا فریب مده، رنگ و بوی باده بیار. خاقانی .