فریب دادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
فریفتن، گول زدن، چربزبانی کردن، ازراهبهدر بردن، فاسد کردن، بدآموزی کردن، دام افکندن، دام نهادن، کلاه گذاشتن، کلاه کسیرا برداشتن، کلاهبرداری کردن، دروغ گفتن بهبازی گرفتن، کسی را بازیچه ساختن، بازی درآوردن، بازی دادن نارو زدن، احلیل زدن، بامبول درآوردن (تراشیدن، زدن، سوار کردن)، نیرنگ زدن، کلک زدن، افساد کردن برخلاف واقع نشان دادن، وانمود کردن، ساختن، تظاهر کردن، جعل کردن