فریدون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فریدون . [ ف ِ رِ ] (اِخ )دهی است از دهستان عربخانه ٔ بخش شوسف شهرستان بیرجند، واقع در ٧٢هزارگزی شمال باختری شوسف، کنار راه مالرو شوسف به گبوبه . جلگه ای است معتدل و دارای ١٨٩ تن سکنه . از قنات مشروب میشود. محصول عمده اش غله و کارمردم زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
فریدون . [ ف ِ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پاریز بخش مرکزی شهرستان سیرجان، واقع در ٤٥هزارگزی شمال خاوری سعیدآباد، سر راه مالرو اسحاق آباد به گوئین . ناحیه ای است واقع در جلگه، سردسیر و دارای ٢٠٩ تن سکنه . از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات و حبوبات است . اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
فریدون . [ ف ِ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بزینه رود بخش قیدار شهرستان زنجان، واقع در ٥١هزارگزی جنوب باختری قیدار. ناحیه ای است کوهستانی، سردسیر و دارای ٤٦٦ تن سکنه . از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات، بنشن و میوه جات است . اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).