فریضه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ ض) [ ع. فریضه ] (اِ.) ۱- واجب، لازم. ۲- آن چه که خداوند انجام آن را بر انسان واجب کرده.مترادفها و واژههای مرتبطصلات، نمازتکلیف، وظیفهلازم، واجبواژه قبلی: فریضتواژه بعدی: فریفتار