فریمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فریمان . [ ف َ ] (اِخ ) شهر کوچکی است در مرکز بخش فریمان مشهد که تا پیش از ١٣١٣ هَ . ش . قریه ٔ بی اهمیتی بیش نبود و طوایف بربری و تیموری در آن ساکن بودند. رضاشاه از نظر موقعیت طبیعی این ناحیه بدان توجه کرد و موجبات آبادانی و شهرسازی درست را در آن فراهم ساخت و اکنون دارای ادارات و بناهای نوساز و خیابانهای متعدد است و در آن بندی ساخته شده که از طریق لوله کشی آب مشروب اهالی را تأمین میکند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
فریمان . [ ف َ ] (اِخ ) نام یکی از بخش های تابع شهرستان مشهد که در جنوب بخش طرقبه واقع است . از چشمه سار و قنوات مشروب میشود. محصول عمده اش غله، بنشن، انواع میوه، زیره ٔ سبز و پنبه است . دارای چهار دهستان به نامهای بیوه زن، احمدآباد، سرجام و پائین ولایت است که مجموعاً ٣٧٣ آبادی و ٨٩٨٧٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
فریمان . [ ف َ ] (اِخ ) دهستان مرکزی بخش فریمان که دارای ١٢١ آبادی و ٥٣٢٣ تن سکنه است و بند فریمان در این ده بنا شده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).