واژه جو

فریومد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فریومد. [ ف َرْ م َ ] (اِخ ) جوین ولایتی است . پیش از این داخل تومان بیهق بوده و اکنون مفرد است . قصبه ٔ فریومد شهرستان آنجاست . (نزهةالقلوب چ لیدن ص ١٥٠). اکنون به فرومد معروف است . رجوع به فرومد شود.

معنی فریومد | واژه جو