فسخ کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومفسخ کردن . [ ف َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) زایل کردن . ◄ باطل کردن . (فرهنگ فارسی معین ).واژه قبلی: فسخواژه بعدی: فسخورد