فسخ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ سْ) [ ع. ] (مص م.) ۱- باطل کردن، نقض کردن.۲ - جداجدا کردن. ۳- تباه گردانیدن.مترادفها و واژههای مرتبطابطال، الغا، باطل، حذف، زایل، لغو، نقضواژه قبلی: فسحتواژه بعدی: فسراندن