فصد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فَ صْ) [ ع. ] (مص م.) رگ زدن، خون گرفتن از طریق نیشتر زدن به رگ.مترادفها و واژههای مرتبطحجامت، خونگیری، رگزنیواژه قبلی: فصحاواژه بعدی: فصد کردن